محمد تقي جعفري

5

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

به مسخره مىگيرد ، آسيبهاى زيادى از نيروى تخديرى خود به جوامع وارد مىكند . دو جنبه داشتن شعر را كه در سطرهاى بالا متذكر شديم ، در قرآن مجيد با تمام صراحت چنين آمده است : « وَاَلشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ اَلْغاوُونَ . أَ لَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وادٍ يَهِيمُونَ . وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ ما لا يَفْعَلُونَ ، إِلَّا اَلَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا اَلصَّالِحاتِ وَذَكَرُوا الله كَثِيراً 26 : 224 - 227 . . . » ( 1 ) ( شعرا [ كسانى هستند كه ] گمراهان دنبال آنان مىافتند . نمىبينى كه آنان در وادىهاى خيال و دروغ غوطه ور مىشوند و چيزهايى كه عمل نمىكنند ، مىگويند مگر كسانى كه ايمان آورده و كردار صالح به جا مىآورند و به طور فراوان به ياد خدا هستند ) . سه آيه اولى خيال پردازى و حذف و انتخابهاى پوچ و بىهوده را باز گو كرده و جنبهء فساد و تباهى شعر را بيان مىنمايد ، آيه چهارم جنبهء واقعيت و مطلوبيت آن را باز گو مىكند و خلاصهء آيهء چهارم اين است كه شعر در صورتى كه از مغز با ايمان تراوش كند مفيد و سودمند خواهد بود : - در دو آيهء ديگر : « وَما هُوَ بِقَوْلِ شاعِرٍ 69 : 41 » ( 2 ) ( آن قرآن گفتار شاعر نيست ) [ « وَما عَلَّمْناه اَلشِّعْرَ وَما يَنْبَغِي لَه إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ وَقُرْآنٌ مُبِينٌ » 36 : 69 ( 3 ) ] ( ما براى او ( پيامبر ) شعر تعليم نكرده‌ايم و براى او شعر شايسته نيست ، آن كلمات و آيات جز ذكر الهى و قرآن آشكار چيز ديگرى نيست ) همان جنبهء بىپايگى و هوايى بودن و تخدير كنندگى شعر را متذكر مىشود كه دور از شان پيامبر الهى است . 2 - مسلم است كه آن اندازه تحريك و بهيجان آوردن احساسات بشرى كه

--> ( 1 ) سوره الشعراء ، آيهء 224 تا 227 . . ( 2 ) سوره الحاقة ، آيهء 41 . . ( 3 ) سوره يس ، آيهء 96 . .